مرتضى راوندى
443
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دچار مىشدند نه به بيمارى ، به ظاهر ، پاسخى است جاندار به نظريهء مالتوس . اگر دانش كشاورزى جديد در همهجا به كار بسته مىشد ، سيارهء ما مىتوانست جمعيتى دو برابر جمعيت امروز خود را خوراك دهد . اما اگر مالتوس زنده بود ، بيشك مىگفت كه اين راهحل فقط مىتواند ظهور فاجعه را به تأخير اندازد . حاصلخيزى خاك حدى دارد ؛ ترقيات فنون كشاورزى نيز دير يا زود بر اثر فزونى مواليد بر متوفيات ، كماثر مىشود ، و از سوى ديگر ، دارو و بهداشت موجبات ادامهء زندگى و مآلا ازدياد عده « ناانسب » ها مسألهء انتخاب طبيعى را خنثى مىكند . اما هنوز اميد در پاسخ اين سخن ، به ما مىگويد : پيشرفتهاى صنعت و شهرنشينى و تعليم و تربيت احتمالا در تقليل ضريب مواليد اثر خواهد كرد . تا به تحقق پيوستن اين پيشرفتها ، مصلحت بشريت در اين است كه دانش پيشگيرى از آبستنى تعميم يابد . امتياز توليد نسل فقط براى پدران و مادران سالم باشد نه حاصلى فرعى و ناشى از هيجانات جنسى . » « 1 » تقليل آلام بشرى ويل دورانت در مقام مقايسهء اوضاع اجتماعى و اقتصادى امروز بشر با دنياى قديم ، چنين مىنويسد : « آيا توفيق كشورهاى جديد را در برانداختن قحط و غلا بايد اندك دانست ، و اين را كه امروز كشورى مىتواند با كشت فراوان نه تنها نيازمنديهاى خود را برآورد بلكه هزاران تن گندم به كشورهاى محتاج صادر كند ، اقدامى ناچيز به حساب آورد ؟ آيا حاضريم علم امروز را كه خرافهها و نيرنگها و تعصبات دينى را تا اين حد تقليل داده است نفى كنيم ؟ آيا فنون جديد را كه تا اين حد به افزايش و گسترش مواد غذايى و تعميم مالكيت و تعليم و تربيت و آسايش و رفاه عمومى كمك كرده است ناديده بينگاريم ؟ آيا زندگى در سايهء قوانين جمهورى ، جمهورى آتن يا امپراتورى روم را با زندگى در سايهء قوانين اساسى جديد كه براى ما ، هابياس كورپوس « 2 » ، محاكمه در حدود قوانين حقوقى و جزائى و هيأت منصفه ، آزادى دينى و فكرى و آزادى زنان را آوردهاند مىتوانيم مقايسه كنيم ؟ « 3 » مرگومير ويل دورانت ، ضمن توصيف وضع اجتماعى عهد ملكه اليزابت ( 1558 تا 1603 ) مىنويسد : « در جامعهء انگليس ، عدهء زيادى از اطفال در كودكى مىمردند . سرتامس برون كه خود پزشك عاليقدرى بود شش كودك خود را از دست داد . بيماريهاى واگير و طاعون شيوع داشت . حد متوسط زندگى طبق حسابى كه شده ، هشت سال و نيم بود . « 4 » بتدريج با استفاده از صابون ، ساختن حمامها و مستراحهاى جديد ، وضع عمومى روبه بهبود نهاد . تا قبل از شيوع طب جديد نه تنها در ايران بلكه در سراسر جهان ، بيماريهاى واگيردار و امراض عفونى هر سال ميليونها از نفوس بشرى را به باد فنا مىداد . « امراض واگيردار ، در زمان حكومت آنتونينس « 5 » ، نيم جمعيت امپراتورى روم را بر باد داد ، و روم را در برابر نژاد ژرمن پر زادوولد ، ناتوان ساخت . طاعون در انگلستان چنان كشتار كرد كه فئوداليسم را از ميان برد . » « 6 »
--> ( 1 ) . ويل / ارى يل دورانت ، درسهاى تاريخ ، ترجمهء احمد بطحائى ، ص 21 - 18 ( به اختصار ) . ( 2 ) . Habeas Corpus : در قوانين انگلو ساكسونى ، اصلى است كه موضوع آن ، تضمين آزادى فردى است در مقابل خطر توقيف و زندانى كردن خودسرانه . ( 3 ) و ( 4 ) . ويل دورانت ، لذات فلسفه ، ترجمهء عباس زرياب خويى ، ص 323 . ( 5 ) . Antonines ( 6 ) . لذات فلسفه ، پيشين . ص 323 .